شيرين کارى هاى بين المللى شنبه بازار پرسپوليس
نگارنده مصاحبه بعد از بازى قطبى را نخوانده و در جريان حرفهاى او قرار ندارد، ولى توجيههاى افشين را همه از بر شدهايم بس که سرمربى پرسپوليس آنها را تکرار کرده است.
"ما دل شير داريم. به خاطر غيبت باقرى و ديگر ستارهها باختيم. حيف که خليلى مصدوم شد و همراه پرسپوليس نيست. فولاد خوششانس بود که نباخت و ..."
قطبى همچنان از اعتبارى که به واسطه قهرمانى قرمزها در ليگ قبلى به دست آورده است خرج ميکند و ما نگران تيمى هستيم که با يک سرمايهگذارى کم سابقه قصد داشت تا در کنار تکرار قهرمانياش در ليگ جام باشگاههاى آسيا را هم فتحکند.
1
از سرمربى پرسپوليس که خيال ميکند تيمش ميتواند با اين خط دفاع به قهرمانى برسد ميپرسيم: آيا اينکه هر تيمى که به سراغ عمق دفاع سرخپوشان رفته با دست پر برگشته است سندى براى اثبات ناکارآمدى مدافعان پرسپوليس نيست؟
و آيا قطبى هنوز هم در جاى ديگرى به غير از دفاع دنبال دليلى براى گلهاى خورده تيمش ميگردد؟
در يکى از صحنههاى بازي؛ که در نيمه دوم به وقوع پيوست، وقتى ضد حمله فولاديها تمام شد و آنها در حال بازگشت به مواضع دفاعيشان بودند تازه سر و کله سپهر حيدرى پيدا شد تا در منطقهاى که محل بازى اوست به ايفاى نقش بپردازد.
در يکى ديگر از صحنهها که منجر به گل سوم فولاد شد "زارعي"، به دليل ناهماهنگى با ساير مدافعان آفسايد را پر کرد تا محمد قاضى براى تيمش گلزنى کند.
از اين صحنهها تا دلتان بخواهد در بازى پرسپوليس پيدا ميشود، با اين حال سرمربى هنوز هم از دفاعى که به هيچ تيمى نه نميگويد دفاع ميکند و معتقد است که با حيدرى و باقريها ميتواند صاحب آمار کمترين گل خورده در پايان فصل شود!
2
مجتبى شيرى که هيچگاه در زندگى ورزشياش "هافبک دفاعي" نبوده چرا بايد از پست سازمانياش دور شود و با حضور در يک پست غيرتخصصى يکى از بدترينبازيهاى اين چند سال را ارائه کند؟
قطبى که هنوز الفباى فوتبال را هم نميداند و به همين خاطر از نفراتش درست بازى نميگيرد براساس کدامين فرمول مربيگرى حتى در روزى که ابزارش کامل نيست دل از 1-3-2-4 نميکند تا بازيکنانى نظير شيري، قربانى نشوند؟
چجورى است که باقريها نزديک به 30 دقيقه دفاع چپ ميشود و سپهر حيدرى همچنان بابت اشتباهاتش پاداش ميگيرد و باز باقريها در ترکيب اصلى به فرانک آتسو ترجيح داده ميشود؟
آيا قطبى براى اين همه شيرينکاريدليل و منطقى هم دارد؟
3
آيا پرسپوليس امسال بالاى 2 ميليارد تومان خرج خط ميانياش کرده تا 90 دقيقه توپ را از دفاعش عمود کند و با بازى مستقيم اين هافبکها را از جريان بازى خارج سازد؟
اين ديکارمو که از انجام يک استپ ساده عاجز است و توپى که براى گل شدن بايد آن را قل ميداد را هم از دو قدمى دروازه به پاى دروازهبان حريف ميکوبد آيا آن گلزن افسانهاى برزيل است که قطبى به خاطرش آن همه مصاحبه ميکرد؟
آيا همه ارزشهاى پتروويچ را بايد در لب خط و سانترهايى که ميکند جست؟ و آيا کريمى هم فقط به درد سر زدن و سانتر کردن ميخورد؟
قطبى با اين همه ستاره بينالمللى ميبازد و تيمش جان ميدهد براى حريفانى که ميخواهند از بحران خارج شوند.
پرسپوليس او ديروز شبيه اين بازارهايى بود که هر جنسى را ميتوان با بهايى ارزان از آنجا خريد. يک جور شنبهبازار که مثل چنين بازارهايى دچار هرج و مرج بود و با وجود اين وضعيت مشترى اهوازى را راضى به خانه فرستاد.

اخبار ورزشی

متن کامل گفت و گوی فاطمه معتمد آریا با سید محمد خاتمی در جشن شب چله چلچراغ...

سینمای ما - جشن سالانه مجله «چلچراغ» كه هر سال با عنوان «شب چله» در شب یلدا برگزار می‌شود، با حضور «سید محمد خاتمی» و دهها تن از چهره‌های سیاسی، فرهنگی و هنری هوادار اصلاحات در سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی تهران برگزار شد. مجری مراسم در بخش‌هایی «فاطمه معتمد آریا» بازیگر توانای سینمای ایران، بود. او بود كه خاتمی را به روی سن كشید و چند كلامی با او هم‌صحبت شد.

خاتمی در جلسه پرسش و پاسخ كوتاه جشن شب یلدای مجله «چلچراغ» با تاكید بر لزوم ارتقای جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی، اظهار امیدواری كرد روزهای روشن‌تری را در این عرصه برای كشورمان شاهد باشیم.

خاتمی در پاسخ به این پرسش معتمدآریا كه «چه زمانی برای نخستین بار دیوان حافظ به دست گرفتید؟»، گفت: یادم نیست! با حافظ خیلی سر و كار داشته‌ام؛ اما به درستی اولین باری را كه حافظ به دست گرفتم، به یاد ندارم.

وی افزود: در مكتب‌خانه‌های‌ قدیم پس از آموزش قرآن، سعدی و حافظ می‌خواندند، ولی من مكتب كم رفتم و از دبستان شروع كردم. در خانه ما پدرم كه یك روحانی بود، اهل ذوق و ادب بود. ایشان وقتی معانی‌البیان درس می‌دادند از اشعار فارسی به عنوان شاهد مثال استفاده می‌كردند؛ از این رو من از همان ابتدا با حافظ و سعدی آشنا شدم و حافظ را آیینه تمام‌نمای فاخر جان بلند ایرانی می‌دانم.

خاتمی در ادامه به درخواست فاطمه معتمدآریا، تفالی به دیوان حافظ به نیت جمع حاضر در مراسم زد و فالی گرفت. وی در پاسخ به پرسش دیگر مجری در بیان رمز ارتباطش با جوانان گفت: من فقط می‌توانم بگویم جوانان را دوست دارم.

خاتمی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینكه «آیا می‌دانید جوانان نیز چقدر شما را دوست دارند؟»، گفت: متشكرم! به آنها ارادت دارم. محبت را از آن‌ها می‌بینم و فكر می‌كنم با وجود فاصله سنی، هم‌زبانی و هم‌دلی در بین ما وجود دارد. كاری كه من كردم این است كه جوانان را باور و سعی كنم به گونه‌ای كه هستند به آنها نگاه كنم، نمی‌دانم چه‌قدر موفق بوده‌ام، فقط می‌دانم جوانان از این‌كه من چه‌قدر تلاش كرده‌ام، آگاهند.

خاتمی در ادامه در پاسخ به پرسش دیگر معتمدآریا درباره نوع سخن‌گفتنش با مردم و تاثیرگذاری آن در ارتباط با جوانان، اظهار داشت: شما هنرمندان به‌خصوص شما خانم معتمدآریا شخصیت‌های اخلاقی هستید كه متعلق به یك نسل نیستید؛ متعلق به ایران هستید و نه تنها این نسل بلكه نسل‌های بعدی به شما احترام می‌گذارند.

معتمدآریا در ادامه پرسش و پاسخ كوتاه خود با خاتمی به مستندی كه از دوران ریاست‌جمهوری وی تهیه كرده، اشاره و از آن به عنوان «كالای ذی‌قیمتی كه در گنجینه منزل خود آن را نگهداری می‌كند»، یاد كرد.

خاتمی هم در ادامه در بیان رمز ارتباط مستحكم خود با قشرهای مختلف جامعه ایرانی گفت: نمی‌دانم. من قطره‌ای بسیار كوچك و ناچیز از اقیانوس عظمت و بزرگی ملت ایران هستم و به این افتخار می‌كنم كه ایرانی‌ام. ایران بسیار بزرگ است و باید جایگاهی بالاتر از آنچه امروز دارد، در عرصه بین‌المللی داشته باشد. ان‌شاءالله با همت، اندیشه بلند و دل‌های آزاد، روزهای روشن‌تری را برای ایران عزیز ببینیم.

منبع خبر : نوروز

-------------------

سینمای ما ـ امیر کاظمی: امسال نیز طبق رسم هرساله ی هفته نامه چلچراغ، جشن شب چله این هفته‌ نامه، امروز یکشنبه ۲ دی در سالن همایش و نمایش میلاد با حضور چهره های سرشناس برگزار شد . جشن امسال چلچراغ که قطعاً بزرگترین جشن شب چله نیز بود با حضور بیش از ۲۳۰۰ نفر از خوانندگان این هفته نامه از ساعت ۴ با حضور برزو ارجمند به عنوان خواننده بر روی سن آغاز شد. امیر مهدی ژوله ( نویسنده طنز ) اجرای این مراسم را بر عهده داشت و پس از اجرای قطعه زمستان توسط برزو ارجمند از او و خانواده هنرمندش تشکر کرد . ژوله گفت : « همان طور که می دانید خانواده ارجمند همگی هنرمند هستند . من چند وقت پیش فکر می کردم ارجمند ها چه کار هنری بوده که انجام نداده باشند ٬ به این نتیجه رسیدم که آنها فقط اخبار نمی گویند. آن هم به این معنا نیست که نتوانند٬ فقط اهل دروغ گفتن نیستند! ! » مراسم اهدای نشان شب چله ( اهدای نشان به انتخاب خوانندگان مجله به کسانی که در سال گذشته نام ایران را بلند آوازه کردند ) با اهدای نشان محبوبیت ورزشی توسط امیر صدری ( دبیر بخش ورزشی ۴۰ چراغ ) به تیم والیبال نوجوانان آغاز شد . در ادامه با حضور هانیه توسلی و علی میرمیرانی ( از نویسندگان ۴۰ چراغ ) نشان محبوبیت نسل سوم با پخش کلیپی کمدی به نویسندگی محراب قاسمخانی و با بازی محمد شیری و محمدرضا هدایتی ٬ به عادل فردوسی پور رسید . فردوسی پور پس از حضور بر روی سن گفت : « سلام ... خیلی ممنون از این انتخاب ... قهرمان ماندن همیشه سخت تر از قهرمانی است. من سعی می کنم قهرمان بمانم. » فرزاد حسنی و بهاره رهنما زوج دیگری بودند که با حضور بر روی سن جایزه ویژه ادبیات را به هوشنگ مرادی کرمانی اهدا کردند . کل کل های حسنی و رهنما در طول حضورشان بر روی سن نیز یکی از بخش های جذاب برنامه بود. . بزرگمهر شرف الدین با حضور بر روی سن به دلیل نو آوری در ساختار و ارائه موسیقی تلفیقی ایرانی ٬ نشان موسیقی را به محسن نامجو اهدا کرد. نامجو با تشویق حضار بر روی سن آمد و با صدایی محزون گفت : « از همه ی شما ممنونم ... من در نگهداری وسایل شخصی خودم کمی سهل انگاری کردم و چند سی دی که از وسایل شخصی من بود به بیرون راه پیدا کرد ... این سی دی ها به غیر از آلبوم ترنج هیچ کدام شان قانونی به بازار راه نیافته اند و با پخش آنها برای من دردسر هایی درست شده ... »


ژوله گفت : « تا باشه از این دردسر ها ... این سی دی ها در بیان که ما کارهاتون را بشنویم حداقل » پگاه آهنگرانی و منصور ضابطیان که چند سال پیش اجرای برنامه شب چله چلچراغ را بر عهده داشتند بر روی سن آمدند و با پخش شدن قسمتی از فیلم « مارمولک » نشان سینمایی ۴۰ چراغ به پرویز پرستویی رسید. ضابطیان گفت : « آقای پرستویی متاسفانه تهران نیستند و به اصرار بچه‌های ۴۰ چراغ ساعاتی قبل از سفرشون به دفتر هفته نامه آمدند و جلوی دوربین ۴۰ چراغ با شما صحبت کردند . » پس از پخش کلیپ مربوط به صحبت های پرویز پرستویی ٬ نشان او به دخترش اهدا شد . با پخش قسمت های مربوط به حضور مرحوم قیصر امین پور در جشن شب چله پارسال ٬ حال و هوای مراسم تغییر کرد . حضور همسر مرحوم علی شریعتی که سال گذشته قیصر امین پور نشان خود را به او اهدا کرده بود همه را به یاد گذشته انداخت . مراسم با حضور همسر مرحوم امین پور ادامه پیدا کرد. ژوله گفت : « روحش شاد است و یادش همواره گرامی است ... » با پخش قسمتی از سریال موفق « شب های برره » ژوله گفت : « قرار بود ادامه ی این قسمت را مهران مدیری و سیامک انصاری بصورت زنده اجرا کنند که متاسفانه آقای انصاری کسالت داشتند و نشد که این اتفاق بیفتد . من دعوت می کنم از یک کمدین که او را نمیشناسید. البته شاید بعضی ها اسم ایشان را شنیده باشند یا تصویرشان را دیده باشند. آقا بیا. » مهران مدیری بر روی سن می آید . ژوله پس از تشویق حضار : « می شناسیدشون مگه ؟ ... هنوز ۱ سال از خلاقیت هنری شون نگذشته که ! » ( سال گذشته مهران مدیری نشان خلاقیت هنری را از ۴۰ چراغ دریافت کرده بود . ) مدیری : « من ۲۷ ساله کار هنری می کنم و یک سال هست نشان خلاقیت هنری گرفتم ! » محراب قا سمخانی نیز بر روی سن حاضر می شود . ژوله : « قرار گذاشتیم هرسال به مناسبت سالگرد خلاقیت هنری از مهران مدیری و محراب قاسم خانی تقدیر کنیم. » . شروین نادری ( یکی از نویسندگان مجله ) که سال گذشته به همراه نیما رئیسی اجرای مراسم را بر عهده داشتند پس از حضور بر روی سن گفت : « قرار بود با آقای رئیسی بیاییم اما آقای رئیسی سر فیلمبرداری بودند و نتونستن بیان . من دعوت می کنم از بهزاد فرهانی که بیان روی سن تا نشان ویژه نسل سوم را به برگزیده این بخش اهدا کنیم . » بهزاد فراهانی نیز با حضور بر روی سن از حضار تشکر کرد . نادری نشان ویژه نسل سوم را به گلشیفته فراهانی اهدا کرد . بهزاد فرهانی پس از حضور گلشیفته فراهانی بر روی سن از شوهر او نیز دعوت کرد تا بر روی سن حاضر شود . گلشیفته گفت: « من خیلی ممنونم با این که من امسال هیچ فیلمی روی اکران نداشتم باز هم من را انتخاب کردید . امیدوارم بتوانیم قدر آنهایی که هستند را تا وقتی هستند بدانیم . من نمی خوهام برای رسول ملا قلی پور ۱۰ دقیقه سکوت کنید من ازتون می خواهم برای۱۰ ثانیه یک دستی بزنید که عمو رسول صدایش را بشنود. . » برنامه با اجرای قطعاتی توسط حسین زمان ادامه پیدا کرد . حضور سید محمد خاتمی در اواسط برنامه باعث شد تا ناخوداگاه جمعیت لحظاتی را ایستاده به تشویق او بپردازند . فاطمه معتمد آریا پس از اجرای زمان بر روی سن آمد و با دعوت از سید محمد خاتمی سالن را منفجر کرد . معتمد آریا گفت : « آقای خاتمی روی ما هنرمندان را کم کردند ٬ هیچ کس در جهان اگر اینجا می آمد به این اندازه تشویق نمی شد . » مراسم یلدای چلچراغ با فال حافظ محمد خاتمی و گفتگوی وی با معتمد آریا خاتمه پیدا کرد . و بالاخره نویسندگان ۴۰ چراغ پس از حضور بر روی سن با گرفتن عکس یادگاری با سید محمد خاتمی، با خوانندگان خود وداع کردند.


در انتها بخش‌هایی از حرف‌های مهمان‌های ویژه مراسم درباره هفته نامه چلچراغ را می‌خوانید:


برزو ارجمند : تقریبا همه شماره ها رو خوندم . خیلی قسمت هاشو دوست دارم . ضابطیان و ژوله رو دوست دارم. هر سال مراسم چلچراغ رو شرکت می کنم . دلم می خواد هر سال این پیشرفت ادامه داشته باشه چون خودمو جزو خانواده ی چلچراغ می دونم .
بهاره رهنما : قبلا برای چلچراغ می نوشتم . مقاله های بزرگمهر شرف الدین رو دوست دارم . ولی الان کمتر چلچراغ رو دوست دارم. زمانی که من می نوشتم بهتر بود. دوست دارم کاریکاتور منصورضابطیان رو بکشم . آقای خلیلی رو دوست دارم و امیدوارم کارهای بیشتری از ایشون ببینم.


محسن نامجو : کلا زیاد نشریات رو نمی خونم . دوست دارم آقای خاتمی رو ببینم . آرزو د ارم انرژی مثبت بچه های چلچراغ جواب بده .


عادل فردوسی پور : تقریبا بیشتر شماره های چلچراغ رو خوندم . قسمت های ورزشی رو دوست دارم . امیدوارم که این مراسم تداوم داشته باشه .


باران کوثری : همیشه چلچراغ رو می خونم. همه ی قسمت هاشو به یک اندازه دوست دارم .اینجا هر کسی رو می بینم خیلی هیجان زده می شم . آرزو دارم همیشه بمونه چون تنها نشان جوانیمه .

مهران مدیری : من چلچراغ می خونم . به طور کلی همه قسمت هاش رو دوست دارم . آرزوم اینه که همیشه که به همین سلامت به کارهاشون ادامه بدن.


سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

حالا كليد انتخاب را فشار دهيد

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
صلاح کار کجا و من خراب کجا
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
دل می​رود ز دستم صاحب دلان خدا را
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را
صوفی بیا که آینه صافیست جام را
ساقیا برخیز و درده جام را
رونق عهد شباب است دگر بستان را
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
ساقی به نور باده برافروز جام ما
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
می​دمد صبح و کله بست سحاب
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
روزه یک سو شد و عید آمد و دل​ها برخاست
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
خیال روی تو در هر طریق همره ماست
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
 

 

خواجه شمس‌الدین محمد، حافظ شیرازی، یكی از بزرگ‌ترین شاعران نغزگوی ایران و از گویندگان بزرگ جهان است كه در شعرهای خود «حافظ» تخلص نموده‌است. در غالب مأخذها نام پدرش را بهاءالدین نوشته‌اند و ممكن است بهاءالدین _علی‌الرسم_ لقب او بوده‌باشد.
محمد گلندام، نخستین جامع دیوان حافظ و دوست و همدرس او، نام و عنوان‌های او را چنین آورده‌است: مولاناالاعظم، المرحوم‌الشهید، مفخرالعلماء، استاد نحاریرالادباء، شمس‌المله‌والدین، محمد حافظ شیرازی.
تذكره‌نویسان نوشته‌اند كه نیاكان او از كوهپایه‌ اصفهان بوده‌اند و نیای او در روزگار حكومت اتابكان سلغری از آن جا به شیراز آمد و در این شهر متوطن شد. و نیز چنین نوشته‌اند كه پدرش «بهاءالدین محمد» بازرگانی می‌كرد و مادرش از اهالی كازرون و خانه‌ی ایشان در دروازه كازرون شیراز، واقع بود.
ولادت حافظ در ربع قرن هشتم هجری در شیراز اتفاق افتاد. بعداز مرگ بهاءالدی، پسران او پراكنده شدند ولی شمس‌الدین محمد كه خردسال بود با مادر خود، در شیراز ماند و روزگار آن‌دو، به تهیدستی می‌گذشت تا آن‌كه عشق به تحصیل كمالات، او را به مكتب‌خانه كشانید و به تفصیلی كه در تذكره‌ی میخانه آمده‌است، وی چندگاهی ایام را بین كسب معاش و آموختن سواد می‌گذرانیدو بعداز آن زندگانی حافظ تغییر كرد و در جرگه‌ی طالبان علم درآمد و مجلس‌های درس عالمان و ادیبان زمان را در شیراز درك كرد و به تتبع و تفحص در كتاب‌های مهم دینی و ادبی از قبیل: كشاف زمخشری، مطالع‌الانوار قاضی بیضاوی، مفتاح‌العلوم سكاكی و امثال آن‌ها پرداخت.
محمد گلندام، معاصر و جامع دیوانش، او را چندین‌بار در مجلس درس قوام‌الدین ابوالبقا، عبدالله‌بن‌محمودبن‌حسن اصفهانی شیرازی (م772هـ ق.) مشهور به ابن‌الفقیه نجم، عالم و فقیه بزرگ عهد خود دیده و غزل‌های او را در همان محفل علم و ادب شنیده‌است.
چنان‌كه از سخن محمد گلندام برمی‌آید، حافظ در دو رشته از دانش‌های زمان خود، یعنی علوم شرعی و علوم ادبی كار می‌كرد و چون استاد او، قوام‌الدین، خود عالم به قراآت سبع بود، طبعاً حافظ نیز در خدمت او به حفظ قرآن با توجه به قرائت‌های چهارده‌گانه (از شواذ و غیر آن) ممارست می‌كرد و خود در شعرهای خویش چندین‌بار بدین اشتغال مداوم به كلام‌الله اشاره نموده‌است:


عشقـت رسد به فریاد ارخود به‌سان حـافظ             قـرآن ز بـر بخوانی با چـارده روایت
یا
صبح‌خیزی و سلامت‌طلبی چون حافظ             هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم

 

و به تصریح تذكره‌نویسان اتخاذ تخلص «حافظ» نیز از همین اشتغال، نشأت گرفته‌است.
شیراز، در دوره‌ای كه حافظ تربیت می‌شد، اگرچه وضع سیاسی آرام و ثابتی نداشت لیكن مركزی بزرگ از مركزهای علمی و ادبی ایران و جهان اسلامی محسوب می‌گردید و این نعمت، از تدبیر اتابكان سلغری فارس برای شهر سعدی و حافظ فراهم‌آمده‌بود. حافظ در چنین محیطی كه شیراز هنوز مجمع عالمان و ادیبان و عارفان و شاعران بزرگ بود،با تربیت علمی و ادبی می‌یافت و با ذكاوت ذاتی و استعداد فطری و تیزبینی شگفت‌انگیزی كه داشت، میراث‌دار نهضت علمی و فكری خاصی می‌شد كه پیش‌از او در فارس فراهم‌آمد و اندكی بعداز او به نفرت گرایید.
حافظ از میان امیران عهد خود چند تن را در شعرش ستوده و یا به معاشرت و درك صحبت آن‌ها اشاره كرده‌است، مانند: ابواسحق اینجو (مقتول به سال 758هـ ق.)، شاه‌شجاع (م786هـ.ق.)، و شاه‌منصور (م795هـ.ق.) و در همان‌حال با پادشاهان ایلكانی (جلایریان)كه در بغداد حكومت داشتند نیز مرتبط بود و از آن میان سلطان احمدبن‌شیخ‌اویس (784-813هـ. ق.) را مدح كرد. از میان رجال شیراز، از حاجی قوام‌الدین حسن تمغاچی (م754هـ ق.) در شعرهای خود یاد كرده و یك‌جا هم از سلطان غیاث‌الدین‌بن‌سلطان سكندر، فرمانروای بنگال هنگامی كه شهرت شاعرنوازی سلطان محمود دكنی (780-799هـ ق.) و وزیرش میرفیض‌الله انجو به فارس رسید، حافظ راغب دیدار دكن گشت و چون پادشاه بهمنی هند و وزیر او را مشتاق سفر خود به دكن یافت، از شیراز به "هرموز" رفت و در كشتی محمودشاهی كه از دكن آمده‌بود، نشست اما پیش‌از روانه‌شدن كشتی، باد مخالف وزیدن گرفت و شاعر كشتی را _ظاهراً به‌قصد وداع با بعضی از دوستان در ساحل هرموز، اما در واقع از بیم مخاطرات سفر دریا_ ترك گفت و این غزل را به میرفیض‌الله انجو فرستاد و خود به شیراز رفت:

دمی با غم به‌سر بردن جهان یك ‌سر نمی‌ارزد             به مـی بفروش دلق ما كزین بهتر نمی‌ارزد

 

درباره‌ی عشق او به دختری «شاخ‌نبات»نام، افسانه‌هایی رایج است و بنابر همان داستان‌ها، حافظ آن دختر را به عقد مزاوجت درآورد. گروهی نیز شاخ‌نبات را معشوق معنوی و روحانی، عده‌ای نیز شاخ‌نبات را استعاره‌ای از قریحه‌ی شاعری و گروهی دیگر استعاره از كلك و قلم دانسته‌اند.

حافظ مردی بود ادیب، عالم به دانش‌های ادبی و شرعی و مطلع از دقیقه‌های حكمت و حقیقت‌های عرفان.
استعداد خارق‌العاده‌ی فطری او به وی مجال تفكرهای طولانی، همراه با تخیل‌های بسیار باریك شاعرانه می‌داد و او جمیع این موهبت‌های ربانی را با ذوق لطیف و كلام دلپذیر استادانه‌ی خود درمی‌آمیخت و از آن میان شاهكارهای بی‌بدیل خود را به‌صورت غزل‌های عالی به‌وجود می‌آورد.
او بهترین غزل‌های مولوی، كمال، سعدی، همام، اوحدی و خواجو، و یا بهترین بیت‌های آنان را مورد استقبال و جواب‌گویی قرار داده‌است. كلام او در همه‌ی موارد منتخب و برگزیده، و مزین به انواع نزیین‌های مطبوع و مقرون به ذوق و شامل كلماتی‌ست كه هریك با حساب دقیق، انتخاب و به‌جای خود گذارده شده‌است.
تأثر حافظ از شیوه‌ی خواجو، مخصوصاً از غزل‌های «بدایع‌الجمال»، یعنی بخش دوم دیوان خواجو بسیار شدید است، و در بسیاری از موردها، واژه‌ها و مصراع‌ها و بیت‌های خواجو را نیز به وام گرفته‌ و با اندك تغییری در غزل‌های خود آورده‌است و این غیراز استقبال‌های متعددی‌ است كه حافظ از خواجو كرده‌است.
در میان شاعرانی كه حافظ از آن‌ها استقبال كرده‌ و یا تأثیر پذیرفته‌است، بعداز خواجو، سلمان را باید نام برد.

 

از دیوان حافظ به سبب شهرت و رواج بسیار آن نسخه‌های فراوان در دست است كه اغلب در معرض دستبرد ناسخان و متذوقان قرار گرفته درباره‌ی بسیاری از بیت‌های حافظ به سبب اشتمال آن‌ها بر مضمون‌ها دقیق، میان اهل ادب تفسیرهای خاص رایج است.
از مشهورترین شرح‌های دیوان حافظ، شرح سودی (متوفی در حدود 1000 ه.ق.) به تركی و شرح مصطفی بن‌شعبان متخلص به سروری (م 969 ه.ق.) و شمعی (م حدود 1000 ه.ق.) و از متأخرین، شرح دكتر حسینعلی هروی و حافظ‌ نامه بها‌ءالدین خرمشاهی و ..‌. را می‌توان نام برد.
از آن چه كه انحصاراً درباره‌ی دیوان حافظ قابل توجه است، موضوع رواج تفأل بدان است.
“فال گرفتن” از دیوان حافظ سنتی تازه نیست بلكه از دیرباز در میان آشنایان شعر او اعم از فارسی‌زبانان و غیر آنان متداول بوده است و چون در هر غزلی از دیوان حافظ می‌توان به هر تأویل و توجیه بیتی را حسب حال تفأل كننده یافت، بدین سبب سراینده‌ی دیوان را “لسان‌الغیب” لقب داده‌اند.
حاج خلیفه در كشف‌الظنون، از چند رساله كه در قرن دهم و پیش از آن درباره‌ی تفأل در دیوان حافظ نوشته شده، یاد كرده است.

 

 

 

 

Hafiz

حافظ

Hafiz-e Shirazi - حافظ شیرازی